تبلیغات
خاطرات من
منوی اصلی
خاطرات من
در لحظه زندگی کن
  • علی بهمن پور پنجشنبه 1 فروردین 1392 11:00 ب.ظ نظرات ()
    به وبلاگم خوش اومدی! می خوام بگم من با هیشکی (غیر این چند نفر ) سر جنگ ندارم در ضمن سیگار نمی کشم قلیون دود نمی کنم زیاد بیدار می مونم و دیگه عاشق چایی نیستم دیگه هم چیزی نیست که بخوام بگم و به اینجا اضافه کنم
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 مرداد 1393 08:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی بهمن پور چهارشنبه 2 بهمن 1392 07:30 ق.ظ نظرات ()
    به دور از
    دلتنگی های دنیا

    لبخندت را
    شعری می سرایم

    تا بیایی و گره از غم هایم بگشایی



    تبلور اشکهایم
    و دستی که به قلم نمی رود

    شعر ناتمام مرا
    این بار تو با آمدنت تمام کن!
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 فروردین 1393 11:34 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سلام علیکم! این خاطره به خیلی سال های پیش برمی گرده! راستش ما تازه رفته بودیم تو خط نماز و یاد گرفته بودیم چطوری اون را اقامه کنیم. منظورم از ما حسن و برادر کوچکترم هم بود. خب یه شب ما به فکرمون خطور کرد که نماز را توی کوچه بخونیم. توی نوع خودش خیلی جالب به نظر می رسید. به کمک هم موکت انداختیم و وضو گرفتیم و آماده شدیم. وسط های نماز بودیم که رفت و آمد همسایه ها شروع شد. یکی از پیرمردای کوچه که عاقا سید صداش می زدیم حسابی از این حرکت خوشش اومد و ما را تشویق کرد. ما هم کلی ذوق مرگ شدیم و نماز را به پایان رسوندیم. الان که فکر می کنم می بینم واقعا چه قدر از اون فکرهای خوب و دل پاکی که داشتیم دور شدیم. خدایا عاقبت هممون را ختم به خیر کن... تا یه خاطره دیگه خدانگهدار
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 فروردین 1393 11:19 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی بهمن پور پنجشنبه 26 دی 1392 09:30 ب.ظ نظرات ()
    سلام به همگی امیدوارم حالتون حسابی خوب باشه راستش مسابقه ای ترتیب دادیم تا شما یه شعار مناسب برای این وبلاگ انتخاب کنید قوانین این مسابقه هم به شرح زیر خواهد بود:


    نظرسنجی از 30ام دی ماه شروع خواهد شد. پایان نظرسنجی 7ام بهمن ماه خواهد بود. تا دو روز قبل از پایان نظرسنجی می توانید شعار خود را ارسال کنید. هر شخص تنها می تواند یک شعار ارسال کند. متن شعار را به همراه یک ایمیل معتبر یا نشانی وبلاگ به صورت خصوصی ارسال کنید. سعی کنید شعار بیشتر از 50 حرف داشته باشد و متناسب با این وب انتخاب شده باشد.
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 خرداد 1393 09:12 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی بهمن پور پنجشنبه 19 دی 1392 11:00 ق.ظ نظرات ()
    دمی به یادت
    لحظه های بی تو بودن را

    از حجم پیچیده ی زندگی خواهم افتاد

    تمام دنیای من!
    از کجا سردر برآوردی؟



    وقتی حوالی
    گوشه ی ذهنم نشسته بودم

    تا به خود آمدم؛ نگاهت
    تمامی مرا با خودش برده بود!
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 دی 1392 11:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی بهمن پور دوشنبه 16 دی 1392 11:00 ب.ظ نظرات ()
    این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
    آخرین ویرایش: شنبه 29 خرداد 1395 03:56 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی بهمن پور دوشنبه 16 دی 1392 09:40 ق.ظ نظرات ()
    سلام امروز ساعت 10:30 امتحان زبان داریم و من حوصله خوندن یه کلمه دیگه را هم ندارم! امیدوارم هرچی زودتر این امتحان را به خوبی پشت سر بگذاریم. الانم مجتبی دوستم مشغول آخرین تلاش ها برای کسب نمره خوب هستش! آورده اند که گهی زین به پشت و گهی پشت به زین! و مصداق این ضرب المثل غرغر کردن مجتبی برای متقاعد کردنم واسه درس خوندن هستش...   ولی من گوشم بدهکار این حرفا بدهکار نیست چون از صبح ساعت 7 تا ساعت 8 هی نازش را کشیدم اما پتو را به دور خودش کشیده بود و تو جای خودش غلط می خورد. خب دیگه من باید برم. همتون را هم به خدای بزرگ می سپارم. راستی حتما برای من و دوستم دعا کنید...
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 فروردین 1393 11:16 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
    آخرین ویرایش: شنبه 29 خرداد 1395 04:00 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 19 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...